روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

دیشب برنامه ی درسی ترم اینده رو دیدم . فقط در یک کلمه میشه گفت که اگر مدرسه نداشتم بازهم ترم بی نهایت سنگینی بود !همین یکم بی خوابم کرد ...ساعت سه رو دیدم و  صبح ساعت شش و ربع بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد که نبرد . 

از تخت امدم بیرون . حس میکنم مغزم هنوز خوابه . یه برنامه ریزی کوچولو برای این ماه ام انجام دادم خیالم راحت شد . مساله کمالگرایی بیش از حدم در شروع تدرسه . نگاره یک رو بیشتر از بیست بار گفتم و فیلم گرفتم و الان هم یکی از همون ها رو می فرستم فقط نوشتاریم رو باید بیشتر تمرین کنم و اینکه ریاضی رو هر بار قشنگ یک تم رو جمع کنم . مثل علوم که یک باره یک فصل رو گرفتم تموم شد .

تصمیم گرفتم هر هفته روز پنج شنبه و جمعه تولید محتوای هفته ی بعد رو انجام بدهم و خدارو شکر ساعت کلاس مجازیم برای مهرماه افتاده نه تا یازده صبح . این یعنی یه شرط کمی سحر خیزی تدریسم مساله خاصی نداره و بعد یک ساعت مساله بازخورد دادن می مونه.

اما تمام جمعه از هفت و نیم صبح تا پنج عصر کلاس دارم . همین طور نصف پنج شنبه و اخر چهارشنبه پس باید از مهر ماه استفاده کنم و دروس فرهنگی رو تموم کنم که خیالم از بابتش راحت باشه . 

ابان هم ان شا الله درس های رسمی ریاضی و هنرم رو می خوانم و اذر برای اقدام پژوهی و جمع بندی . 

الان عدس پلوی خوش مزه در حال دم کشیدن می باشد که ساعت نه و نیم برم مدرسه و کلاسم رو تزیین کنم .

میدونید چیه وقتی ازدواج کردم یه دفعه امدم این خونه و خیلی رسمی و شب عروسی طور نبودم الانم حس میکنم از دنیای خانه داری خیلی غیر رسمی و یک باره پریدم وسط زندگی کارمندی یه جورایی برزخی - 

 

خدایا میدونم هستی و می دونم تمام مراحل این مدت رو تو کنارم بودی . لطفا خیلی بیشتر از قبل مراقبم باش . 

سه شنبه سی ام شهریور ۱۴۰۰ ۸:۲۴ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو