روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

خیلی دوست دارم خونه مون رو عوض کنیم اما خوب واضحا نمیشه ...یعنی با حقوق کارمندی رضا همینکه گشنه نمی مونیم یک مدل موهبت ه ...اما خونه ام یکم برام دلگیر شده ....فردا استارت خونه تکونی پاییزی رو میزنم و می بینم میشه یکسری از وسایل رو بجابه جا کرد مثلا جای تخت رو جابه جا کنیم . البته که با نه نه نه های قاطعانه ایی از سمت همسر گلم رو به رو هستم ما خوب من شانسم رو امتحان میکنم .

روتختی رو عوض میکنم و پرده ها رو عوض میکنم . 

اشپزخونه ام نیاز یه خوشگلاسیون داره شاید یه دکور صولتی براش زدم ...خیلی هم خوشگل میشه !

چقدر هرچی میخواهم رو ندارم ...چه غم انگیز ...

رفتم بیرون یک دست لیوان دیدم که لب اش طلایی بود و گلهای سرخ داشت . خیلی به سرویس چینی من میاد اما خریدش تقریبا یه چهارصدتومنی از من ه نازنین هزینه می برد و ابدا در شرایطش نیستم . 

 

میگن به هرچی فکر کنی میرسی متاسفانه توی ذهنم فقط یه خونه ی 120 متری با حیاط خلوت هست و تمام - حالا چرا نمی دونم اما اون بخش حیاط خلوت برام خیلی مهمه ...دوست دارم هم چسبیده به اشپزخونه باشه .

البته بگم بدون وجود بچه تا ده سال اینده احتمالا بهش برسم  ولی خوب ده عدد بزرگی برای صبر دختری هست که شش ماهه به دنیا امده درست میگم ؟

 

حالا ما ثبت میکنیم ماندگار بشه -  خدارو چه دیدی شاید تا سال دیگه قیمت خونه پایین امد و من توانستم اول یه بیست متر این خونه ی نقلی رو بزرگ کنم و بعد بیست متر و بیست متر به رویام رسیدم ...

بگید ان شا الله . 

شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۰ ۴:۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو