روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

شاید از بیرون زندگیم گلستان باشه اما از درون نیست ...

ارزو میکنم کاش یه دختر بچه داشتم ...سبزه با موهای فر ...شیطون و شیرین زبون ...

ارزو میکردم که داشتم ش ...

که مثلا یه روز خونه ی مامانم صداش میزدم نارگلم بیا بریم و دستم رو براش جلو می بردم و اونم می امد و دستم رو می گرفت ...

اگر یه روز صاحب یه دختر بشم صداش میزنم نارگلم ...عمرم ...جونم  ...بهار ...امید ... 

صداش میزنم گل همیشه بهارم ...

با قشنگ ترین صفت ها . 

از عصر چشم هام پر از اشک ه ....

دختر غنیمت جنگی نیست ...

دختر امیده 

نارگل ه ...

خدالعنت تون کنه ...اه حضرت رقیه دامن تون رو بگیره ...

خدا لعنتون کنه ...خدا نسل تون رو از روی زمین برداره ....

 

 

یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۴۵ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو