روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

سال اولی که از کرج امدم تهران ...ماه های خوبی نداشتم ...سر اکثر کلاسا هدفون هام رو از زیر مقنعه می گذاشتم و اخر کلاس می نشستم ...این با شخصیت فعال من سر کلاس خیلی متضاده ...

امروز کلاس اجتماعی دارم ...استادش مثل کلاس اولی ها مقاله و طرح درس و تولید محتوا خواسته و امروز باید خودمون درس رو کنفرانس بدهیم و ایشون هویج هستن ! نه سوهان روح و شاید بدتر ...

توی گروه دوستان گفتم اگر موافق باشید جای لج کردن بیایید تقسیم کنیم و کنفرانس رو بدهیم خودم اولین داوطلب . دیشب و امروز خواندم و تقریبا اماده ام ...

اما قشنگی ایش اینکه هادر پاک شده و هیچی کتاب و اهنگ ندارم...دیروز یه تعداد اهنگ دانلود کردم و برای شروع کمدی الهی دانته ...میخواهم بگم با اون این کلاس رو موقتا تحمل میکنم و لابه لای کنفرانس بقیه میخوانم .

اه روزگار ...

 

+رضا جان بابت هر باری که امدم و دیدم موسیقی گذاشتی زیر متن صدای استاد متاسفم ...واقعا حق داشتی رفیق . 

سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو